تبليغاتX
هنر
تمدن و فرهنگ ایران باستان
در سال ۱۲۶۸ ه.ق مدرسه دارالفنون به همت میرزا تقی خان امیر کبیر دایر گردید و رشته های مختلفی برای تعلیم در برنامه آن مدرسه در نظر گرفته شد. در اواخر دوره ناصرالدین شاه شعبه موزیک برای آموزش موسیقی اختصاص یافت و لومر فرانسوی که از کشور فرانسه استخدام شده بود، برای تاسیس گروههای موزیک نظامی به ایران آمد و شاگردان را برای اولین بار با خط نت موسیقی اروپایی آشنا کرد. کم کم این موسسه به صورت مدرسه درآمد و مدرسه موزیک نامیده شد. در این مدرسه عده ای مشغول به تحصیل شدند و علم موسیقی را نیز علاوه بر جنبه علمی آن فرا گرفتند. بدین ترتیب تعلیم شفاهی موسیقی و به صورت سینه به سینه به تعلیم موسیقی تغییر شکل داد.

پس از درگذشت لومر یکی از شاگردان همان مدرسه که چند سالی تحصیلات موسیقی خود را در روسیه تکمیل کرده بود، به نام غلام رضا خان مین باشیان ( سالار مغزز ) رئیس مدرسه شد و شاگردانی تربیت نمود.

+ نوشته شده در  یکشنبه 5 فروردین1386ساعت 2:32 قبل از ظهر  توسط سینا مرادپور  | 
مقدمه

یکی از نیازهای انسان شنیدن و لذت بردن از اصوات خوشایند است. در این جهان پهناور، انسانها دارای لحن ها و گویشهای مختلفی هستند که در زندگی طبیعی به صورت موسیقایی و غیر موسیقایی از آنها بهره می برند. موسیقی زبان گویای طبیعت است و زبان عادی از بیان احساسات آن عاجز است. تعاریف علمی که در شرق و غرب در مورد اصوات موسیقایی وجود دارد تقریبا یکسان است. بطور کلی اصواتی که ارتعاشات آنها از یک نظم تبعیت کند و فرکانس آن منظم باشد، موسیقی نامیده می شود. موسیقیها زبانهای متعددی هستند که برای درک و فهمشان، باید خود آن زبان را شناخت، در نتیجه دارای سیستمهای مختلفی هستند که هر کدام را باید در خود سیستم پیگیری نمود و به دنبال داشت، تاریخی که گویای اسرار فراوانی است و می تواند کلید بازگشایی بسیاری از رمزهای امروز ما  باشد.

تاریخ موسیقی ایران به دو دسته تقسیم می گردد: الف دوره باستانی(اساطیری) ب دوره اسلامی

دوره باستانی (اساطیری)

طبق اسناد تاریخی، تاریخ سرزمین ایران شش هزار سال (۶۰ قرن) پیش با سلسله پیشدادیان شروع می شود. از شروع سلسله پیشدادیان تا حمله اعراب جمعا هفت سلسله بر ایران حکومت کردند.

۱- پیشدادیان (۲۴۴ سال تقریبا از سال ۳۵۶۹ تا ۱۱۲۸ ق.م)

۲- کیانیان (۴۲۰ سال از ۱۱۲۸ تا ۷۰۸ ق.م)

۳- مادها (۱۵۸ سال از ۷۰۸ تا ۵۵۰ ق.م)

۴- هخامنشیان (۲۲۰ سال از ۵۵۰ تا ۳۳۰ ق.م)

۵- سلوکیان ( ۱۴۳ سال از ۳۳۰ تا ۲۷۸ ق.م)

۶- اشکانیان (پارتها) (۴۷۵ سال از ۲۴۹ ق.م تا ۲۲۶ بعد از میلاد)

از آغار سده هشتم پیش از میلاد که دوران مهاجرت اقوام آریایی از شمال به جنوب پایان پذیرفت و نیاکان ما بتدریج در منطقه پارسوماش در نواحی غربی و جنوبی فلات ایران مستقر شدند و بنای ساختمانهای تاریخی و پر عظمتی را آغاز کردند تا دوران معاصر، هنر معماری در سرزمین ما بدون وقفه ادامه داشته است. کورش بزرگ در ۵۵۰ ق.م هنگامی که دو کشور ماد و پارس را یکی ساخت، جلگه پازارگاد را که منطقه خوش آب و هوایی بود، به عنوان مرکز فرمانروایی حکومت پارس انتخاب کرد و سپس به ساختن یک سلسله بناهای تاریخی پرداخت که آنچه فعلا از آن بناهای عظیم به جای مانده است نشانه نظام فکری و شکوفایی تمدن آنهاست.

تحقیق در مورد موسیقی دوره های باستانی دامنه وسیعی پیدا می کند و به سبب اینکه موسیقی یک جلوه هنری ذهنی و احساسی محسوب می شود بسیار پیچیده می گردد. از موسیقی قبل از دوره مادها (پیشدادیان،کیانیان) اسناد تاریخی توسط مورخان ثبت نگردیده است و تنها سند موجود از جزئیات و افسانه های حماسه ملی و تاریخی ایران شاهنامه است که می توان به آن استناد کرد:

شاهنامه به سه بخش اساطیری ( ازپادشاهی کیومرث تا ظهور فریدون )، پهلوانی ( از قیام کاوه آهنگر تا کشته شدن رستم ) و تاریخی ( از اواخر عهد کیانیان تا مرگ یزدگرد سوم ) تقسیم گردیده است ولی از نظر موضوع به دو قسمت داستانی و تاریخی تقسیم شده است، قسمت داستانی که از آغاز کتاب تا تاسیس دولت ساسانی را در بر می گیرد، بیشتر برخوردار از جنبه های افسانه وار است تا وقایع و رویدادهای تاریخی. اما قسمت دوم که از آغاز پادشاهی اردشیر تا پایان ( مرگ یزدگرد سوم ) را در بر میگیرد سنجش تاریخی شاهنامه را تشکیل می دهد، گر چه برخی از وقایع تاریخی آن نیز با افسانه آمیخته شده و به صورت داستان نمودار گشته است. مهمترین سندی که فردوسی بر اساس آن بخش اساطیری پیشدادیان ( از ظهور کیومرث تا پایان گرشاسب ) شاهنامه را آغاز نموده، کتاب اوستا است زیرا نام بسیاری از پادشاهان این دوره که آمیخته از داستان و افسانه است به همان شکلی که در اوستا ذکر شده در شاهنامه نیز آمده است. در دوره مادها، آنگونه که قراین نشان می دهد موسیقی پیشرفت قابل توجهی داشته است، بویژه در مراسم مذهبی. با آنکه زمان زردشت به درستی مشخص نیست و به اختلاف روایت از حدود ۶۰۰ ق.م تا سده های ششم و هفتم قبل از میلاد حدس زده شده است ( معین ) ولی به احتمال زیادی وی در دوران مادها می زیسته و در صدد اصلاح آئین های آلوده به خرافات مغ ها بر آمده است. هرودوت، مورخ معروف یونان باستان، می گوید: ( مغ ها در دوره هخامنشیان، نیایشهای مذهبی مربوط به خدایان را با آواز و بدون همراهی با سازهای نظیر نای اجرا می کرده اند.)

بعد از مادها، سلسله هخامنشیان به دست کورش کبیر بوجود آمد و تاریخ شاهنشاهی ایران از این زمان آغاز شد. محققین از نوشته های هرودوت و گزنوفون ( مورخان یونانی ) چنین استنباط کرده اند که در این دوره سه نوع موسیقی ( مذهبی، رزمی و بزمی ) وجود داشته است. گزنوفون در ( کورش نامه ) می نویسد: ( کورش هخامنشی به هنگام حمله به آشور خواندن سرودی را آغاز کرد و سپس سپاهیان با احترام خواندن آن را ادامه دادند. اجرای این سرود برای برانگیختن حس شجاعت و دلیری سربازان بوده است اما از نحوه اجرای آن هیچ مدرکی در دست نیست.) گزنوفون در ادامه می گوید: ( کورش از کشته شدن سربازان طبری و طالش در اندوهی فرو رفته بود، پس برای مرگ این سربازان سرود می خواند. این سرود همان آوازی است که در دوران بعد در مراسم موسوم به ( مرگ سیاوش ) خوانده می شده است.) گزنوفون روایت می کند خنیاگران ایرانی در دربار هخامنشی ( حدود ۴۳۰ ق.م ) وجود داشته اند که در جشنهای شهریاران ایران شرکت داشته اند و این حضور، استمرار وجود موسیقی مجلسی در آن دوره می باشد. سلسله هخامنشیان به دست اسکندر منقرض شد و پس از اسکندر سلسله سلوکیه بدست سردار یونانی تشکیل گردید و پادشاهان سلوکی موسیقی و ادبیات یونانی را در ایران رواج دادند. بعد از سلوکیها سلسله اشکانیان تشکیل شد و پادشاهان این سلسله گر چه ایرانی بودند ولی در دوره آنان نفوذ تمدن یونانی در ایران باقی ماند. در این دوره اجتماع از رونق کافی برای پرورش موسیقی برخوردار نبود و به همین دلیل موسیقی پیشرفت و ترقی نکرد.

هفتمین و آخرین سلسله ای که قبل از اسلام بر ایران حکومت کرد سلسله ساسانیان بود که خوشبختانه درباره آن مدارک بیشتری وجود دارد. در این دوران ایران ترقی فراوانی یافت و به همین دلیل موسیقی نیز رونقی بسزا پیدا کرد. در حکومت ۴۲۸ ساله ساسانیان قریب به چهل پادشاه سلطنت کردند که از بین آنها چهار پادشاه از همه مهمتر بودند و در وضع موسیقی و موسیقیدانان تغییراتی بوجود آوردند. این چهار پادشاه عبارت بودند از: اردشیربابکان ( بنیانگذار سلسله ساسانیان ) ، بهرام گور ( عادل ترین و لایق ترین پادشاه ساسانی ) انوشیروان و خسرو پرویز. دوره طلایی موسیقی ایران در زمان پادشاهی خسرو پرویز اتفاق افتاد. به علت توجه وی به عده ای از موسیقیدانان، نوابغی در این زمینه پیدا شدند که اسم آنها در تاریخ ثبت شده است. او موسیقیدانان وابسته به دربار خود را تشویق مادی و معنوی می کرد. حکیم نظامی گنجه ای در منظومه خسرو و شیرین، از خواننده مردی که در زمان خسرو پرویز زندگی می کرده است به نام ( نکیسا ) نام می برد. در این منظومه همچنین از خواننده ای به نام ( سرکش ) یا ( سرگئی ) و از نوازنده جوانی به نام ( باربد ) نام می برد. باربد بزرگترین رامشگر عصر خسرو پرویز بود. وی اهل مرو یا جهرم بوده است و بربط ( ساز دوره باستان ) را بسیار خوب مینواخته است. باربد یکی از بزرگترین آهنگسازان و نوازندگان دوره ساسانی بوده است، و کارهای بسیاری را در زمینه هنر و موسیقی انجام داده است.

از موسیقیدانان و نوازندگان دوره ساسانی می توان به بامشاد، رامتین، آزاده ( نوازنده چنگ ) و آرزو اشاره کرد. الحان و نواهای دوره ساسانی بسیار بوده که برخی از آنها عبارتند از: آزادوار، باغ سیاووشان، سبز بهار، خسروانی، باغ شهریار، ره جامه داران، چکاوک، نوروز بزرگ، نوروز خردک، دل انگیزان، نهفت، چغانه، زاغ، تخت اردشیر، باد نوروز، زیر افکن، گلزار، انگبین، پرده خرم سپهبدان.

برخی از نام نغمه ها و نواهایی که نوشته شد در ردیف دستگاهی موسیقی ایران عصر امروز باقی مانده است مانند گوشه چکاوک در دستگاه همایون، نهفت در دستگاه نوا، خسروانی در دستگاه ماهور و گوشه جامه داران در آواز اصفهان. موسیقی این دوره به صورت سرودهای مذهبی و غیر مذهبی بوده که هر کدام از ویژگیهای خاصی برخوردار بوده اند.

دوره اسلامی:

در این دوران خلفا و سلاطین متعددی بر ایران حکومت کردند که عبارتند از:

۱- خلفای راشدین

۲- خلفای اموی

۳- خلفای عباسی

۴- آل زیار

۵- آل بویه

۶- طاهریان

۷- سامانیان

۸- غزنویان

۹- غوریان

۱۰- سلجوقیان

۱۱- اتابکان و خوارزمشاهیان

۱۲- سلاطین مغول ( ایلخانیان )

۱۳- تیموریان

۱۴- ترکمانان، قراقویونلوها و آق قویونلوها

۱۵- صفویه

۱۶- زندیه

۱۷- قاجاریه

۱۸- خاندان پهلوی

۱۹- پیروزی انقلاب اسلامی ایران

بعد از ظهور اسلام و انقراض شاهنشاهی ساسانیان، تمدن ایرانی به کشورهای عربی راه یافت و رنگ عربی به خود گرفت و سعی بسیار شد که ریشه های ایرانی آن انکار شود و یا به فراموشی سپرده شود. در دو قرن آغازین دوران اسلامی که اسلام غناء و ساختن آلات طرب را تحریم نمود، بازار موسیقی بی رونق شد، مگر هنگامیکه لحن موسیقی در قرائت قرآن یا اذان خود را نمایان می ساخت. به تدریج در اوایل قرن سوم هجری بازار موسیقی رونقی دوباره گرفت و دانشمندانی چون ابونصر فارابی، ابن سینا، ابوالفرج اصفهانی و در دورانهای بعد صفی الدین ارموی، عبدالقادر مراغه ای، قطب الدین شیرازی، خواجه نصیر الدین طوسی و عبدالرحمان جامی به احیای این هنر پرداختند.

اولین شخصی که موسیقی را از ایرانیان آوخت و آن را در میان اعراب رواج داد سعد بن مسیح است. فریدون جنیدی در کتاب ( زمینه شناخت موسیقی ایرانی ) در مورد تاثیر موسیقی ایرانی بر موسیقی اعراب نوشته است: ( چنین گمان می رود که نخستین تاثیر موسیقی ایران در جامعه اسلامی ( تجوید ) قرآن کریم بوده است، آن هم به وسیله سلمان فارسی یا ایرانیان دیگری که به عربستان پناه برده بودند، رایج شده است. واژه تجوید در زبان عربی ریشه ندارد. فرهنگ ( منتهی العرب ) بیش از چهل واژه از ( جود ) و ( وجید ) و ( جواد ) و ( تجید ) و .... آورده است که هیچ کدام ریشه تجوید قرآن نیست و اما چنانکه احمد حامی نویسنده کتاب ( بغ مهر ) معتقد است، تجوید از ریشه گاتاها یا ( گات ) است که معرب شده و به صورت ( جاد ) در آمده است و از آن کلمه تجوید ساخته شده و به معنای قرائت کردن همچون گاتها به تلفظ نیک و به آهنگ نیکو خواندن است.)

( فارمر ) نیز ضمن اشاره به ابتدایی بودن موسیقی اعراب قبل از برخورد و آمیزش با تمدن ایرانیان، منشاء موسیقی آنان را باورها و اعتقادات اساطیری می داند، چنانکه بیان نموده است: ( روایت های باستانی اساطیر، سرآغاز موسیقی را به روزگاران بسیار دور می رسانند، مثلا در میان اعراب سرودن نخستین آواز را به ( جبل ) فرزند کین یا قین ( قابیل ) نسبت می دهند که در مرگ ابل ( هابیل ) خوانده است.

تمدن ایرانی در بین اعراب بسیار رشد کرد و دستگاه خلافت مملو از ایرانیانی شده بود که در زمینه های مختلف دارای بالا ترین شایستگی ها بودند. تعدادی نیز، بازمانده میراث فرهنگی ساسانیان را به زبان عربی در آوردند ولی تا آنجا که می شد از ذکر سرچشمه های کارهای خود سرباز می زدند تا مبادا خلفای عرب که دشمن ایران و ایرانی بودند بر آنان خشمگین شوند و خود عربها نیز آنچه از فرهنگ و هنر ساسانیان می گرفتند به عنوان کار نو عرضه می کردند.

اگر بخواهیم مشخصات موسیقی در دوره اسلامی تا آغاز سلسله صفویه را بررسی کنیم به نتایج کلی زیر می رسیم:

۱- موسیقی به نحو چشمگیری تابع شعر گشت و وزنها و بحرهای شعر فارسی در اوزان موسیقی تاثیر گذاشت.

۲- کوششهایی برای ثبت نواهای موسیقی آغاز گشت و رسالت موسیقی در این دوران متحول شد و ثبت گردید.

۳- رواج موسیقی صوفیانه در خانقاه با سازهای معمول آن موسیقی، به نحوی که مشهود است مولوی شاعر بزرگ قرن هفتم هجری مشوق و مروج این نوع موسیقی بوده و هنوز پیروان او در قونیه مراسم سماع و رقص چرخان را ادامه می دهند.

۴- قواعدی برای انواع ملودی و آواز تعیین شد، مانند ( قول ) شعر عربی ( غزل ) شعر فارسی، ترانه، فروداشت و غیره که عبدالقادر مراغه ای در کتاب جامع الالحان ذکر کرده است.

۵- خواندن شاهنامه رایج شد و وزن شاهنامه در موسیقی مطرح گشت.

۶- ابتکارات برخی از موسیقیدانان در سازها، باعث ایجاد گوشه هایی در موسیقی ایران گشت مانند بوسلیک ( در نوا )

۷- دقت در پرده بندی و کوکهای مختلف سازها توسط نظریه پردازان موسیقی.

۸- تغییر نظام ادواری به نظام دستگاهی در موسیقی ایران:

این تغییر در فاصله سده دوازدهم تا چهاردهم هجری ( ۱۷تا ۱۹م ) صورت می پذیرد. همانند این تغییر را در اروپا نیز می توان مشاهده کرد، در قرون وسطی موسیقی اروپا بر مبنای مدها ( آیونین، دورین، فریژین لیدین، میکسولیدین، ائولین و لوکرین ) معادل ادوار در موسیقی ایران بود، که در دوران بعدی جای خود را به تنال ( ماژور و مینور )، معادل دستگاه در موسیقی ایران می دهد.

آخرین کتابی که در آن از نظام ادواری سخن رفته و اشاره به نظام دستگاهی نمی کند، ( تاریخ سبحان قلی خان ) است و کامل ترین اثری که می توان به وسیله آن نظام ادواری را توجیه و تفسیر کرد  کتاب الادوار از صفی الدین ارموی است و نخستین کتابی که در آن نام نظام دستگاهی تصریح دیده می شود سجود الالحان فرصت الدوله شیرازی است.

در نظام ادواری ابداع ۱۲ مقام را به صفی الئین ارموی نسبت داده اند که عبارتند از: عشاق، نوا، بوسلیک، راست، عراق، اصفهان، زیرافکند، بزرگ، زنگوله، راهوی، حسینی، حجازی.

جمع آوری و تدوین نظام دستگاهی را به میرزا عبدالله فراهانی نسبت می دهند که عبارت است از هفت دستگاه: شور، همایون، ماهور، چهارگاه، سه گاه، نوا، راست پنجگاه، که در درون هر دستگاه گوشه هایی نهفته است و همچنین پنج آواز: ابوعطا، بیات ترک، افشاری، دشتی، که متعلق به دستگاه شور است و آواز بیات اصفهان که متعلق به دستگاه همایون می باشد.

کتاب ها و رسالاتی که از دوران گذشته درباره موسیقی ایرانی نوشته شده است، بیشتر جنبه علمی و تئوریک دارد زیرا پیشینیان موسیقی را یکی از اقسام حکمت ریاضی می دانستند و اصوات را از روی نسبت های ریاضی تعیین می کردند از طرف دیگر چون در گذشته تمام علوم با هم ارتباط داشتند، جزو حکمت و فلسفه محسوب می شد و در نتیجه هر دانشمند و فیلسوفی همه مباحث حکمت نظری و علمی را می دانست و بدین ترتیب کسی در یک رشته معین متخصص نبود و اغلب کسانی که در زمینه موسیقی کتاب یا رساله نوشته اند از حکما و دانشمندان طراز اول بودند مثل فارابی، ابن سینا و....

                        دو خاندان معروف و کار آمد در موسیقی دوره اسلامی ایران

نخستین خاندان هنر موسیقی در دوره اسلامی خاندان موصلی است که در زمان خلفای عباسی می زیسته اند. بنیانگذار این خاندان ابراهیم موصلی است که اهل ارجان یا ارگان فارس در نزدیکی شیراز بوده است. ابراهیم به علت اقامت طولانی اش در موصل و شکوفایی استعداد و هنرش در آن شهر به موصلی معروف شده است. ابراهیم در زمان خلافت هارون الرشید لقب الندیم را دریافت کرد و در زمره ندمای خاص خلیفه در آمد. اسحاق موصلی فرزند ابراهیم، بعد از پدر مقام او را در دستگاه خلافت احراز کرد. در رابطه با خاندان موصلی می توان از زلزل رازی ( منصور زلزل الضارب) نام برد که دایی اسحاق بوده و جزو خاندان اصلی محسوب می شود. شهرت زلزل در تاریخ موسیقی بیشتر به پژوهشهای او درباره مسائل نظری موسیقی مربوط می شود.

دومین خاندان موسیقی در دوره اسلامی خاندان فراهانی در دوره قاجاریه است. باید توجه داشت موسیقی در ایران و هنر قدیم، پیشه ای خانوادگی و به عبارتی موروثی بوده است. میرزا علی اکبر فراهانی پایه گذار خاندان فراهانی، پس از به قدرت رسیدن میرزا تقی خان امیر کبیر که اهل فراهان بود به تهران آمد. خاندان فراهانی که اجدادشان در منطقه فراهان می زیسته اند از صدها سال پیش نسل به نسل این موسیقی را محفوظ نگه داشته و به جلو هدایت کرده اند. فراهانی ها در آن دوران از قدرت فرهنگی و سیاسی و اقتصادی بالایی برخوردار بودند و پس از اقامت در تهران با توجه به نفوذ امیر کبیر، به سرعت به دربار ناصرالدین شاه قاجار راه پیدا کردند. موسیقی ایران بر خلاف موسیقی اروپایی از طریق مردم به دربار راه یافت و دوباره از دربار به میان مردم نفوذ کرد. بعد از میرزا علی اکبر فراهانی فرزندان او میراث دار این ردیف ها و نغمه های موسیقی شدند. علی اکبر خان فراهانی دارای سه پسر به نامهای میرزا حسن، میرزا عبدالله و آقا حسینقلی بود که میرزا حسن در سن جوانی فوت کرد و دو پسر دیگر او، میرزا عبدالله و آقا حسینقلی، وارثان هنر پدر در خانواده شدند. پسر عموی آنها آقا غلامحسین که پس از فوت علی اکبر فراهانی با همسر وی وصلت می کند، عهده دار سرپرستی فرزندان او می گردد و به سفارش مادر میرزا عبدالله و آقا حسینقلی آنها را تحت تعلیم و آموختن ردیف دستگاهی نزد خویش قرار می دهد. این دو برادر در حفظ و اشاعه هنر موسیقی ایران بسیار کوشا و فعال بوده اند و تدوین و بوجود آوردن دستگاههای موسیقی ایران که بنام ردیف ثبت شده را به میرزا عبدالله نسبت می دهند. برادر کوچکتر ردیفی بنا به تکنیکهای ساز تار ابداع می کند که به نام خودش ردیف آقا حسینقلی ثبت و حفظ می شود. حافظان و راویان ردیفهای این دو برادر نور علی خان برومند در ردیف میرزا عبدالله و علی اکبر خان شهنازی، پسر میرزا حسینقلی، در ردیف آقا حسینقلی بودند. البته این دو برادر، در طول فعالیتهای هنری خویش شاگردان اصلح و ممتازی را به جامعه موسیقی رهنمون شده اند که هر کدام از آنها وزنه ای در موسیقی ایران می باشند، از جمله: درویش خان، کلنل علی نقی وزیری، ابوالحسن صبا، مرتضی خان نی داوود، موسی خان معروفی و.....

نسل امروز از تلاش این استادان گرامی که هر یک به نوبه خود در حفظ و اشاعه این گنجینه گرانقدر رنجها کشیده و خون دلها خورده اند سپاسگذار و از تلاش آنها بهره مند می باشد.

+ نوشته شده در  شنبه 4 فروردین1386ساعت 1:32 قبل از ظهر  توسط سینا مرادپور  | 
در آغاز اسلام زبان عربی زبان رسمی و دین کشورهای مسلمان محسوب گردید و عمومیت یافت. کلیه دانشمندان مسلمان از هر ملت و نژادی مجبور بودند که مطالب و آثار خود را به زبان عربی بنویسند، از این رو کتابهای موسیقی ناچار به این زبان نگاشته و اصطلاحاتی که به کار می رفت ناگزیر از این زبان برگرفته می شد. به این دلیل بخش عمده اصطلاحات موسیقی علمی ما در دوره حکومت سلسله بنی امیه و دو ثلث اول حکومت عباسی تدوین گشته و متداول گردیده است.

امام شوشتری در کتاب ایران گاهواره دانش و هنر به تغییر نام ایرانیان پس از اسلام می پردازد.

در این دوره هر کس که دین خود را عوض می کرد باید نام پیشین خود را تغییر می داد و نام جدیدی را از نامهای همدینان خود انتخاب می نمود که با دین تازه اش همساز باشد و برای استوارتر گردیدن تغییر، معمول بود که نامهای جدید را از نامهای پیشوایان دینی برگزینند.

این تغییر نام، مشکلات زیادی را در جهت شناخت نژادهای بسیاری از بزرگان تاریخ اسلام بوجود آورده است، از این رو نباید از روی نام عربی به نژاد و تبار بزرگان پی برد. یکی دیگر از نکته هایی که همیشه برانگیزنده گمراهی بوده وجود نام خانوادگی است که در قدیم به کار می رفته است. نام خانوادگی به مفهوم امروزه در اعراب مرسوم نبوده است، ولی در ایران بویژه در خانواده های بزرگ چنین رسم بود که پس از نام شخص نام سردودمان را به کار می بردند و شخص با آن مشهور و نامیده می شد، مثلا اردشیر بابکان، یعنی اردشیر پسر بابک یا اردشیر از خاندان بابک. اما در میان اعراب چنین رسم بود که در اول هر نام از واژه های (اب) و (ام) و (ابن) و (بنت) استفاده می کردند.

ایرانیان پس از اسلام، همچون اعراب با واژه های عربی نامیده شدند، مانند علی بن سینا(یعنی علی پسر سینا) و ابونصر فارابی (نصر پسر فارابی). به این دلیل در بیشتر سرزمین ها دانشمندان بزرگ ایرانی، عرب خوانده شده اند و نامی از ایرانی بودن آنها ذکر نگردیده است. بکار گیری نامها و واژه های عربی در شناخت نژاد، ملیت و تبار بزرگان، بسیاری را به اشتباه و گمراهی کشانده است.

بسیاری از ایرانیان مسلمان که در پیشبرد تمدن و فرهنگ اسلامی تلاش بسیار کرده و پیشرو و مشعلدار این تمدن بودند و در جنگها جانبازی و فداکاری می کردند برای ثبت نامشان در دیوانها مجبور بودند خود را به یکی از تیره های عرب نسبت دهند، چنانکه نسبت آن تیره در پشت سر نامشان گفته می شد.

متاسفانه با توجه به این دلایل، بسیاری از پژوهشگران اروپایی که در زمینه تاریخ اسلام و تمدن آن به پژوهش پرداخته اند، نا آگاهانه و یا گروهی هم دانسته به گمراهی کشیده شده، بسیاری از دانشمندان بزرگ ایرانی، از جمله فارابی، ابن سینا، زکریای رازی و صوفی را عرب شمرده و حتی مسلمان ترک و پاکستانی و ایرانی را عرب پنداشته اند.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 17 اسفند1385ساعت 2:23 بعد از ظهر  توسط سینا مرادپور  | 
از آنجا که پس از اسلام موسیقی ایران و عرب تلفیق گردید و به موسیقی دوره اسلامی شهرت یافت، به موسیقی عرب می پردازیم:

موسیقی عرب

تسخیر ایران توسط اعراب و تاثیر فرهنگ ایرانی موجب شد که هنر و فرهنگ این ملت از جمله موسیقی آن در میان اعراب نفوذ کند و رواج یابد. از کتب تاریخ و نوشته های محققین بر می آید که موسیقی عربها یکی حدی (حدا) بر وزن جدا و دیگری (نصب) بر وزن نغز بود که به آواز خوانده می شدند. از آنجا که موسیقی از شرایط زیستی و کار بر می خیزد، نغمه حدی را شتربانان (ساربانان و کاروانیان) قافله در سفرهای دور و دراز و یکنواخت برای تنوع و تفنن می سرودند تا شتران تیز تر برانند که بر اساس ضربی آهنگ حرکت پای شتران (بحر رجز) تنظیم می گشت و نمونه ضربی (ریتمیک) موسیقی عربهای بدوی محسوب می شد. وزن عروضی حدی که همان بحر رجز است با پای شتر در هنگام راه رفتن بوجود آمده است (حدی لابل، یعنی شتر را با آواز جلو بردن). آواز نصب بر وزن نغز که نوعی رجز بود و در جنگها (هنگام مرثیه و سوگواری) به کار می رفت از حدی برگرفته است، ولی از آن کاملتر و تندتر است و مانند رجز خوانده می شود. در کتاب شعر و موسیقی ابو تراب رازانی چنین آمده است: (این موسیقی ابتدایی چند فرم، یا به گفته ما (دستگاه) بسیار کوچک داشته است و نخستین آن حدی بوده است و کم کم سه لحن اصلی : نصب، ستاد، و هزج را نیز بکار برده اند. نخستین، ویژه مرثیه ها و سوگواری بوده، و از دومی که وزنی ثقیل داشته، اوزان ثقیل اول و ثقیل ثانی، و خفیف بر آمده... و سومی بحری است ویژه رقص و کف.)

ابن خلدون درباره هزج نوشته است: (... و بیشتر اشعار عربها در بحر خفیف بود که آن را در رقص به کار می بردند، با دف و مزمار (نی) راه می رفتند که مایه تحرک و هیجان و سبک روحی می باشد و تازیان آنرا هزج می نامیدند.)

افزودن فاصله چهارم درست به عود عربی را فارابی سه چهار قرن بعد تایید کرد، به این دلیل بسیاری از محققین ریشه گامهای امروز مشرق زمین را از موسیقی دوره ساسانی بشمار می آورند.

بیشتر خاور شناسان و پژوهشگران معترف هستند که موسیقی عرب از موسیقی ایران سرچشمه گرفته شده است. در واقع پایه و اساس موسیقی عرب همان موسیقی ایران زمان ساسانیان است. البته همانگونه که موسیقی عربی از نفوذ موسیقی ایرانی بی نصیب نمانده موسیقی ایرانی هم تا حدودی تحت تاثیر موسیقی عرب قرار گرفته است. البته این اظهارات دال بر این نیست که تصور کنیم موسیقی کنونی عرب، موسیقی ایرانی است، بلکه در روند تاریخ و  درازنای زمان دچار تغییرات و دگرگونی شده است. هیچ یک از خاور شناسان مدارک شایسته و معتبری را درباره موسیقی عرب پیش از اسلام ارائه نداده اند تا به روشنی آشکار سازند که منشاء و خاستگاه آن از کجا بوده است.

                         نقش دین اسلام در موسیقی ایران عصر پیغمبر اسلام

آنچه مسلم است، پس از پیدایش اسلام در ایران از ارزش و اعتبار موسیقی کاسته شد و این هنر از رونق افتاد. تا آنجا که بیاد داریم در همه جا مطرح می شود که موسیقی از سوی مذهب منع گردید، گر چه در تمامی قرآن مجید هیچ آیه ای دال بر تحریم آن نیست، تنها از تحریم غنا سخن رفته است که مفسران قرآن آن را با تفاسیر گوناگون تحریک کننده و شهوت انگیز دانسته اند.

با توجه به عدم وجود آیه ای دال بر تحریم موسیقی در قرآن مجید، درک اینکه اصولا این مسئله چگونه مطرح شده و این فتوا علیه موسیقی از کجا آمده بسی دشوار است. ولی با توجه به تحریمی که در زمان پیغمبر (ص) بر موسیقی روا داشته شد می توان چنین استنباط نمود که در آن دوره موسیقی  گونه های مبتذل یافته بود و ابزاری برای عشرت طلبی و بی بندو باری و میگساری و نیز انجام مراسم لهو و لعب اعراب گردیده بود که پیامبر اسلام را به مخالفت وا داشته است و برای کندن ریشه های فساد و بی قیدی، این گونه موسیقی را نا روا دانسته اند و تحریم کردند.

در کتاب برمکیان نوشته شده است: (در آغاز بعثت، خوانندگان زن، مجالس بزم امیر حمزه را با صدای دلکش خود رونق می دادند و هنگام ورود پیغمبر اکرم (ص) به شهر مدینه، پسران انصار پای کوبان و با زدن دف، ترانه مشهورطلع البدر علینا را در کوچه ها می خواندند و در یکی از سفرها، شتربانان شب در برابر بتها با ساز و آواز می خواندند و گاهی نیز با سرودن اشعار شهوت انگیز، مردم را به هرزگی و کارهای زشت تشویق می کردند و از این جهت شریعت اسلام این قسمت از موسیقی را تحریم کرده، ولی هیچ گاه با لحن خوش، مخالفت نورزیده است.)

با وجود مطالب و مقالات گوناگون و توجیهات نوشته شده، آنچه در ذهن همه نقش بسته منع موسیقی است که مذهب بیان داشته است. و بیشتر بر پایه سنت است که آن را در ایران جایز نمی دانسته اند. و به این دلیل پس از پیدایش اسلام مراحل رکود خود را طی کرد و محکوم به سکون و عدم تحرک گردید و اکنون نسبت به موسیقی غرب که در خدمت مذهب بود و مراحل پیشرفت و تکامل را پیموده است، موسیقی ما در رشد طبیعی خود متوقف مانده است.

اعراب در آغاز کار با ایرانیان، موسیقی را فرو مایه می دانسته اند و آن را خلاف مقام جنگی و سالاری خویش می پنداشتند، (به علت تحریمی که به این هنر روا داشته شده بود) از این رو موسیقیدانها بر خلاف رامشگران و خنیاگران دربار ساسانی که رسما از جایگاه والا و ارجمندی برخوردار بودند، از صنف قابل احترامی بشمار نمی رفتند. بعد از اسلام خنیاگری، رقص، ساز و آواز که از ویژگی های دین آریایی و دیگر آیین های کهن مانند برهمایی، بودایی، مهر پرستی، زرتشتی و مانوی بود، از بین رفت.

البته موسیقی تا اندازه ای در مذهب و برخی از آیین های آن وارد شد. در آغاز برای اذان گفتن و تلاوت آیات قرآن به صورت آواز خوش و مطبوع مورد توجه قرار گرفت، چنانکه نخستین موذن اسلام بلال ابن رباح حبشی که از یاران خاص و صمیمی پیامبر بود و صدای دلنشین داشت روایت شده است که حضرت محمد (ص) این جمله را گفته (ای بلال، غزلی برای ما بخوان) و نیز گفته شده که نخستین تاثیر موسیقی ایرانی در جامعه اسلامی تجوید قرآن کریم بوده است که سلمان فارسی و یا ایرانیان دیگری که به عربستان پناه برده بودند آن را رواج دادند.

ابن قتیبه (متوفی به سال ۸۸۹م.) با اطمینان می گوید که قرآن بر اساس قواعدی خوانده می شود که با قواعد مربوط به خواندن آوازهای معمولی و هنرمندانه (الحان الغنا و موسیقی کاروان حدی) هیچ گونه تفاوتی ندارد.)

موسیقی بعدها در آیین های سوگواری به کار گرفته شد و خواندن اشعار مذهبی و مطالب دینی به نثر در دستگاه های موسیقی ایرانی صورت گرفت که در جای خود به ذکر آن خواهیم پرداخت.

با وجود اینکه بسیاری بنا به سنت تحریم، موسیقی را در اسلام جایز نمی دانند، اما یکی از بزرگترین ائمه دین، امام محمد غزالی که در مقامهای علمی و دینی و فقهی او هیچگونه شکی در بین محققان نیست، در کتاب کیمیای سعادت درباره تحریم موسیقی اینگونه آورده است: خداوند چشم را آفرید و نگفت چیزهای زیبا را نبینید. لمس را آفرید، و نگفت چیزهای لطیف را لمس نکنید، بویائی را آفرید، و نگفت عطر گلها و بویهای خوش را مبوئید، ذائقه را آفرید، و نگفت غذاهای خوش را مخورید... چگونه می توان گفت که گوش را آفرید.... و گفت نواهای خوش را مشنوید‌إ

+ نوشته شده در  دوشنبه 14 اسفند1385ساعت 0:23 قبل از ظهر  توسط سینا مرادپور  | 
پس از سقوط سلسله ساسانی و استقرار خلافت اسلامی و رویدادها و حوادث ناشی از این دگرگونی تاریخی تا مدتها فرصتی برای پرداختن به موسیقی نماند با این همه، پیشینه غنی موسیقی و رواج پر دامنه آن در عهد ساسانیان به ویژه در دوره سلطنت خسرو پرویز مانع از آن شد که موسیقی یکباره به دست فراموشی و نابودی سپرده شود. خوانندگان و رامشگرانی که در واپسین سالهای شلطنت ساسانی در سراسر ایران پراکنده بودند نیز با همه افسردگیها و پریشانیها دست از کار نکشیدند و آنچه به موسیقی و اصطلاحات آن مربوط می شد سینه به سینه و دست به دست از نسلی به نسل دیگر منتقل گردید و در دوره خلافت امویان چون زمانی مناسب یافتند چنانکه خواهیم دید به انتشار و رواج آن دست یازیدند. در نواحی و ولایاتی که از دسترس رویدادهای این سالها به دور مانده بود، چون نقاط دور دست خراسان و گیلان و مازندران و نواحی کوهستانی و دره های دور از مرکز خلافت، موسیقیدانان و نوازندگان همچنان به کارهای هنری خود ادامه می دادند و شالوده موسیقی عهد ساسانی را حفظ میکردند . پا به پای احیا و بر پایه داشتن آداب و رسوم ملی خود از نگاهداری این هنر غافل نبودند و هیچگاه از تداوم آن باز نایستادند. کهنترین اشعار عامیانه ضربی و آهنگی که از ۱۲۰۰ سال پیش در دست است نمونه های بسیار دلکشی است از تصنیفهای عامیانه آن روزگار. نکته شایان توجه این است که شرایط و اوضاع این دوره نبودن محیط آرام و فضای ملال انگیزی که به سبب سیاستهای ناروای امویان و ستم آنان بر ایرانیان به وجود آمد ناگزیر در روح هنرمندان موثر افتاد و الحان و نغمه های حزن انگیز را جایگزین موسیقی نشاط انگیز عهد ساسانی کرد. اگر چه در آن زمان نیز نوای ساز منحصر به نشاط و عیش و عشرت نبود و در کنار آهنگ نشاط آور، آواز غم انگیز نیز در کار بود چنانکه امروز نیز چنین است و به هنگام اندوه و ماتم بر انگیزنده عواطف و احساسات شنوندگان است و آنان را تسلی داده یا بیش از پیش بر می انگیزاند، ایرانیان نیز در این دوره  با نوای جانسوز ساز و آهنگ غم انگیز آلام خود را تخفیف می دادند و تسلی می یافتند چنانکه در مصیبتها و گرفتاریهای روحی با گریه و زاری عقده دل می گشایند و احساس آرامش می کنند.

    آشنایی اعراب پیش از اسلام با موسیقی و شروع دوره اسلامی با موسیقی ایران

الحان موسیقی رزمی از روزگار باستان بین اعراب به ویژه سپاهیان آنان معمول بود. با این الحان احساسات جنگجویان را بر می انگیختند و در میدان جنگ رجز خوانی می کردند که خود نوعی موسیقی به شمار می آید. آهنگ دیگری نیز داشتند که مانند رجز و تند خوانده می شد و به آن نصیب می گفتند اما از آلات موسیقی ظاهرا جز طبل و بوق چیز دیگری نداشتند. از موسیقی بزمی الحانی داشتند که آن را غنا می نامیدند و با شعر ادا می کردند. شعر در عصر جاهلیت بین اعراب رواج داشته و چنانکه دیدیم از موسیقی جدا نبوده است.

نخستین کس در میان اعراب دوره جاهلیت که به غنا و دانستن موسیقی معروف گشته و عرب را به آواز و الحان سازهایی چون چنگ و نای و بربط و طنبور و ون یا ونج و غیره آشنا کرد اعشی بن قیس بود.

        موسیقیدانان عصر اسلامی و رواج موسیقی ایرانی توسط آنان میان اعراب

نوشته اند اولین کسی که موسیقی ایرانی را به خوبی آموخته و در زمان امویان میان عرب ساکن مکه رواج داده است سعید بن مسجح است.

ابوعثمان سعیدبن مسجح: سیاهی دو رگه و مولای بنی نوفل بن حارث بن عبدالمطلب بود. این هنرمند از بزرگان خوانندگان مکه بود و به گفته مولف کتاب اغانی به ایران مسافرت کرد و آواز خوانی و نوازندگی آموخت. آواز نیکو می خواند و با مهارت عود می نواخت. این خواننده و نوازنده، مبتکر آهنگهای عربی عهد اسلامی است. از کارهای او افزودن دو سیم زیر و بم به سیم های عود عربی و تربیت شاگردانی چون ابن سریج است که آواز ایرانی آموخت و به شیوه ایرانیان بربط می زد.

عبدالله بن سریج: از شاگردان ابن مسجح است . در زمان خلافت عثمان متولد شد. آوازهای ایرانی را از استاد خود فرا گرفت و در تکمیل هنر موسیقی کوشش بسیار کرد. نزد ایرانیان عود (بربط) نوازی آموخت این ایرانیان همان بناهایی بودند که برای ترمیم خانه کعبه دعوت شده بودند.

                      موسیقیدانان بزرگ ایرانی در عربستان و دستگاه امویان

نشیط فارسی: از استادان مشهور موسیقی و از خوانندگان و نوازندگان معروف سده اول اسلامی است. نشیط در ایام عبدالله بن جعفر یا در زمان خلافت عبدالملک اموی به مدینه رفت. سرودهای پارسی می خواند. عبدالله او را مورد توجه قرار داد و به عنوان برده خریداری کرد نشیط بنا به تمایل عبدالله بن جعفر که بزرگان قریش بود غنای عربی را از ثائب خاثر فرا گرفت و در این فن نیز استاد شد و عده ای از موسیقیدانان عرب نزد او به تحصیل موسیقی پرداختند.

مسلم بن محرز: ابن محرز اصلا ایرانی نبود. و پدرش پرده دار کعبه بود. او از موسیقیدانان بنام عصر بنی امیه است. در زمان هشام بن عبدالملک می زیست و در موسیقی ایرانی و رومی استاد بود، وی موسیقی ایرانی را در مکه و مدینه نشر داد. ابوالفرج اصفهانی در کتاب اغانی گوید: (وزن رمل را، که آهنگ ضربی تندی بود، او اختراع کرد و اول کسی است که در بحر رمل تغنی کرده است.)

او نخستین مکتب علمی را در موسیقی به وجود آورد و آوازها را به طور صحیح تنظیم نمود و خود نیز طریقه ای در موسیقی ابداع کرد و به اصلاح و تکمیل آن پرداخت. برای اشعار عربی آهنگ ساخت و موسیقی عرب را متحول کرد. کوششهای او در موسیقی عرب و بنای آن بر اساسی صحیح، سبب شد که او را (صناع العرب) لقب دادند. از جمله کارهای او تشکیل دسته های دختران خواننده بود. دسته ای از ۵۰ دختر خواننده تشکیل داد که در راس آنان جمیله، زن موسیقیدان معروف آن عصر، آهنگ اصلی را می خواند.

ابن محرز به قدری در موسیقی ماهر و در هنر خود معروف و ممتاز بود که اگر عزم دیاری می کرد بازار موسیقیدانان آن دیار کساد می شد و به عناوین مختلف در بازگرداندن او می کوشیدند.

یونس کاتب: یونس بن سلیمان بن کاتب شهریار، ملقب به ابو سلیمان از نسل هرمز، از نوابغ موسیقیدانان عصر خود بود و علاوه بر موسیقی در شعر مقام استادی داشت و در عصر بنی امیه در دیوان مدینه کاتب و نویسنده بود، گاهی هم به کار بازرگانی می پرداخت. یونس، موسیقی را نزد اساتید فن مانند ابن سریج و ابن محرز و معبد و دیگر موسیقیدانان آن عهد فرا گرفت و شاگرد درجه اول معبد بود.

سائب خاثر: اصلا ایرانی و پدرش بشاء از بردگان آزاد شده بود. سائب مانند نشیط فارسی از غلامان عبدالله بن جعفر بن ابی طالب بود. سائب به دستور عبدالله بن جعفر آواز عربی را از نشیط فارسی که تازه به مدینه آمده بود آموخت. ابتدا آواز را بدون همراهی ساز می خواند و ضرب آن را با چوبی که روی زمین می نواخت حفظ کرد. بعدها عود آموخت و اول کسی است که در مدینه عود ساخته و نواخته است.

+ نوشته شده در  دوشنبه 30 بهمن1385ساعت 3:20 قبل از ظهر  توسط سینا مرادپور  | 
بهرام گور  (مدت پادشاهی ۴۲۰ تا ۴۳۹ م.) به سبب علاقه به موسیقیدانان آنان را برتر از طبقات دیگر قرار داد و طبقات زمان اردشیر بابکان را بر هم زد. بنابر روایات، بهرام ایالات سند و مکران را از پادشاه هند گرفت و ۱۲ هزار نفر لوری و رامشگر به ایران آورد و این ظاهرا نخستین ارتباط هنری بین ایران و هند است. یکی از مورخین می گوید: بهرام گور چهارصد تن نوازنده از هندوستان به ایران آورد و این هنرمندان را بر سایر طبقات مقدم شمرد. ابوالفرج اصفهانی در کتاب معروف خود اغانی ضمن حکایتی متذکر گردیده که بهرام گور دوازده هزار لولی و رامشگر (زت) از هندوستان به ایران آورد و در تمام نواحی مملکت پراکنده کرد. این خوانندگان و نوازندگان را در هندوستان زت می نامیدند و در ایران به لولی و لوری و سوری (کاولی، کابلی) یا کولی معروف شده اند. این لولیان در هر کوی و برزن و شهر و قریه و قصبه ای برای مردم نوازندگی و خوانندگی می کردند. علاقه بهرام گور به ادبیات و موسیقی سبب ترویج این دو رشته گردید، و به سبب ارتباط ایران و هندوستان در زمان او، ایران از علوم و ادبیات و موسیقی هند نیز بهره مند شد.

در زمان خسرو پرویز (۵۹۰-۶۲۷ م.) با زمینه ای که آژ پیش فراهم شده بود و استادان ماهری که در فن موسیقی به وجود آمده بودند موسیقی در ایران رتبه ای والا یافت. این دوره را می توان عصر طلایی موسیقی ایران شمرد. از جمله موسیقیدانان معروف زمان خسرو پرویز می توان باربد، نکیسا، بامشاد، رامتین(رامی یا رامین)، سرکش (سرکیس یا سرکپ)، و آزادوار چنگی و کوسان نواگر را نام برد. مانی را نیز جامی در نفحات النس از موسیقیدانان این دوره و مورد توجه شاهپور اول می داند.

مانی فرزند شخصی از نجبای ایران به نام فاتک بود. مادرش نیز زنی از بانوان خاندان اشکانی بود. مانی در سال ۲۱۵ میلادی در بابل متولد شد. ابتدا نزد پدر و سپس نزد دانشمندان عصر خود به کسب علم و هنر اشتغال ورزید و از فلسفه و ادبیات و طب و نجوم و موسیقی و مخصوصا نقاشی آگاهی یافت و آیینی آورد آمیخته از فلسفه زردشت و شریعت عیسی و آیین بابلی و بودایی و اندیشه های خود.

باربد از موسیقیدانان و نوازندگان بنام و از بزرگترین آهنگسازان عهد خسرو پرویز بود که بسیاری از الحان و نواهای موسیقی را که هنوز بعضی از آنها با همان نام در ردیف دستگاه های موسیقی کنونی ما باقی مانده است از ساخته ها و پرداخته های او می دانند، و بعضی اختراع مقامات را به او نسبت می دهند. باربد را عده ای جهرمی نوشته اند و برخی مروزی دانسته اند. او از خوانندگان ممتاز و استادان نوازنده بربط بود و بطوریکه از این بیت نظامی در بیان سی لحن باربد استنباط می شود.

                     چو یاد از گنج باد آورد راندی                زهر بادی لبش گنجی نشاندی

ظاهرا در نواختن سازهای بادی مانند نی نیز ماهر بوده است.

باربد در دستگاه خسرو پرویز تا آنجا قدرت و مرتبت داشت و به شاه نزدیک بود که هر کس از بزرگان مطلب یا حاجتی داشت که جرات اظهار آن را به شاه نداشت توسط او به شاه عرض میشد. داستان رساندن خبر مرگ شبدیز (اسب سیاه مورد توجه خسرو پرویز) نمونه ای است از تقرب باربد به پادشاه و اهمیت موسیقی ایران در رساندن حالات مختلف، داستان چنین است: خسرو پرویز، شبدیز را از میان اسبان خود بیشتر دوست می داشت و گفته بود هر کس خبر مرگ او را بدهد کشته خواهد شد. پس از مرگ شبدیز کسی را یارای آن نبود که این خبر را به خسرو پرویز بدهد و او را از مرگ شبدیز آگاه سازد. رئیس دواب پادشاه به باربد متوسل می شود و از او می خواهد که بوسیله الحان و نغمه های موسیقی این خبر را به خسرو پرویز برساند. نوشته اند که باربد آهنگی می سازد که پادشاه پس از شنیدن آن فریاد بر می آورد که شبدیز مرد. باربد پاسخ می دهد که آری . بدین وسیله شاه از عهدی که کرده بود باز میگردد و رئیس دواب از نگرانی فارغ می شود. این داستان گذشته از رساندن مقام باربد نزد خسرو پرویز و استادی و مهارت و تاثیر آهنگهای او، می رساند که موسیقی ایران باید خیلی قوی و پیشرفته بوده باشد تا بتواند حالتهای گوناگون از غم و شادی و خشم و نفرت و کینه و غیر اینها را برساند و موسیقیدانان با نغمه و آهنگ منظور خود را به شنونده بفهماند، و او را تحت تاثیر احساسات خود قرار دهد.

نکیسا از موسیقیدانان بنام عهد ساسانی و از چنگ نوازان و خوانندگان دربار خسرو پرویز بود.

بامشاد از موسیقیدانان بنام زمان خسرو پرویز بود.

رامتین که او را رامی و رام هم نوشته اند از چنگ نوازان معروف عهد خسرو پرویز بود.

آزادوار چنگی آزادوار چنگی از زنان معروف موسیقیدان عهد بهرام گور بوده که در نواختن چنگ شهرت داشته است.

کوسان از نوازندگان مشهور نی بوده است.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 26 بهمن1385ساعت 2:34 قبل از ظهر  توسط سینا مرادپور 
بنیان سلسله ساسانی به دست اردشیر بابکان گذاشته شد و شوکت چهارصدساله آن با ورود اسلام به ایران در سال ۲۱ هجری قمری و مرگ یزد گرد سوم، آخرین پادشاه ساسانی، خاتمه پذیرفت.

اردشیر بابکان ایران را که در زمان اشکانیان به صورت ملوک الطوایفی اداره می شد دگرگون کرد، و آن را تحت یک حکومت مرکزی در آورد و دین زردشتی را آیین رسمی کشور قرار داد. تمدن و فرهنگ این دوره آخرین تجلی تمدن و صنعت و هنر کهن ایران و مکمل تمدن هخامنشی بود که پس از انقراض سلسله ساسانی با تمدن دوره اسلامی درآمیخت و به کوشش دانشمندانی که اکثریت آنان را ایرانیان تشکیل می دادند آبیاری شد و توسعه یافت. با آنکه در اثر رویدادها و وقایع گوناگون بسیاری از کتب و آثار علمی و ادبی و هنری ایران کهن و عهد ساسانی از بین رفت اما بنا به مدارک موجود جنبشهای علمی و فرهنگی و هنری عهد ساسانی به مراتب بیش از ادوار قبل بود، از جمله جنبش علمی و هنری که از زمان اردشیر بابکان، بنیانگذار سلسله ساسانی، و جانشین او شاهپور اول، آغاز شده بود در زمان انوشیروان به منتهای درجه خود رسید و هنر موسیقی که از زمان اردشیر بابکان مورد حمایت و توجه قرار گرفته بود در زمان بهرام گور و خسرو پرویز رو به پیشرفت و ترقی نهاد. برای اطلاع از چگونگی موسیقی در این دوره ناگزیر باید به ادبیات و رکن اساسی آن، شعر پرداخت چه در قدیم شعر و موسیقی توام بوده است.

مقصود از شعر در این دوره سخنی است که از تعدادی هجاء (سیلاب) مرتب و معین ترکیب یافته باشد. چنانکه پیش از این گفتیم، کهنترین اثر منظوم و ادبی در درجه اول قطعاتی است از اوستا، از جمله گاتها که به شعر سروده شده و گفته های زردشت، است. گاتها در حقیقت کهنترین شعر پارسی را تشکیل می دهد و بر حسب عقیده پاره ای از محققان واژه گاه در سه گاه، چهارگاه، پنجگاه (که تا کنون در موسیقی ما عنوان دارد) از همین واژه گات آمده است.

نمونه شعر این دوره قطعاتی است به زبان پهلوی. قطعه ای به نام ستایش درخت نور.

دیگر آثار برجسته ادبی ساسانیان سرود کرکوی است که صاحب تاریخ سیستان آن را از کتاب گرشاسب نامه ابوالموید بلخی نقل کرده و در آتشکده کرکوی سیستان خوانده می شده است این سرود به زبان دری بوده است.

                                توجه شاهان ساسانی به موسیقی و موسیقیدانان

توجه شاهان این سلسله به موسیقی، سبب رونق بیش از پیش و اهمیت و اعتبار آن گردید، و به گفته مولفین کتاب تمدن ایرانی موسیقی بخش مهمی از تمدن ایران در زمان ساسانیان بود، و موسیقیدانان طبقه خاصی را تشکیل می دادند.

اردشیر بابکان سر سلسله پادشاهان ساسانی برای موسیقی و موسیقیدانان مقام خاص قائل بود چنانکه وزیری مخصوص برای موسیقی تعیین کرد و شخصی را نیز با عنوان خرم باشی برای پرده داری عیش و عشرت معین نمود. نوازندگان و خوانندگان پشت پرده می نشستند و به اشاره خرم باشی شروع به زدن ساز، و خواندن آواز می کردند.

اردشیر بابکان برای ندیمان و درباریان خود درجات و مراتبی تعیین کرد و آنها را به سه طبقه تقسیم نمود که از آنجمله رامشگران بوده اند و هر طبقه در حضور او جای معینی داشته اند.

طبقه یک اسواران و شاهزادگان بوده اند. این طبقه به اندازه ده ذرع از پرده (درگاه) دور می نشستند.

طبقه دوم از نزدیکان و خواص شاه و ندیمان و همنشینانی تشکیل یافته یود که از دودمانهای بزرگ و دانشمندان سترگ بوده اند و این طبقه به اندازه ده ذرع از طبقه اول دور می نشستند.

طبقه سوم از ظرفا و بذله گویان تشکیل یافته بود و انتخاب افراد این طبقه را نیز شروطی درکار بوده، از آنجمله آنکه می باید هیچ فردی از ایشان از دودمانهای پست و بدنژاد نباشند و عضوی از اعضای ایشان ناقص نبود. نه بسیار دراز باشند، نه بسیار کوتاه. نه مریض باشند، نه متهم به ننگ و رسوایی و نه بی پدر و مادر و نه از تخمه جولا (بافنده لنگ و غیره) یا حجام یعنی آنها که به مشاغل پست تن سپرده باشند، هر چند که از لحاظ عمل بی نظیر باشند و فی المثل علم غیب بدانند.

پادشاهان ایران همچنان قانون را محترم می داشتند تا نوبت به بهرام گور رسید و او به حفظ مراتب شاهزادگان و کاهبدان و بزرگان هیربد اکتفا کرده، ندیمان و رامشگران را به یک جا نمود و هر کس را که مایه خوشنودی خود دید، برتر نشانید تا آنجا که پست ترین مطربی را به والا تر رتبه رسانید و آن کس را که بر نخستین پایه بود فروتر برد، و بدین پایه قانونی را که اردشیر بنا کرده بود دگرگون ساخته و از این روی طبقات ندیمان و رامشگران را اختلالی روی داد و هرج و مرجی پیش آمد و این تباهی همچنان میبود تا آنکه خسرو انوشیروان به تخت بر آمد و دیگر باره آیین اردشیر را ساز و استوار کرد.

ابن خلدون در کتاب پرارزش خود معروف به مقدمه می گوید: ( موسیقی در نزد ایرانیان پیش از اسلام کاملا مطلوب و محبوب بوده و رواج بسیار داشت و پادشاهان توجه و علاقه زیادی به اهل فن و موسیقی مبذول می نمودند، و خنیاگران و موسیقیدانان را در دربار سلاطین ایران منزلت و مقامی بس ارجمند بوده است.)

مانی پیغمبر ایرانی را از موسیقیدانان نوشته اند. اعتبار و اهممیت موسیقی در عهد ساسانی از آیین مزدک نیز نمودار است.

                                رواج، رشد و تکامل موسیقی در ایران عصر ساسانی

ابن خلدون می نویسد: در دولت ساسانی در شهرها و ولایات ایران بحر ذخاری از موسیقی وجود داشته است.

هنر موسیقی در روزگار ساسانی تا آنجا رشد یافت که افزون بر آوازها هر یک از ترانه ها، و نیز ترانه های ضربی که برای آنها شعر ساخته نشده بود نامی داشته اند و هر بهره از هر آواز به نامی مشهور میشده است. چنانکه نغمه هایی را که می توان آنها را با ساز ادا کرد بی آنکه شعری برای آنها ساخته باشند، مانند پیش درآمدهای امروزی راوشن می خوانده اند و هر کدام نام ویژه ای داشته است.

فارابی درباره راوشنها و شناسانیدن آنها چنین می گوید: اینها به گونه راهها و راوشنهای فارسی و خراسانی است که برابر آنها نمی توان آواز خواند. منظور فارابی از آواز، آوازهای سخن دار است.

بعضی از آثار باقیمانده عصر ساسانی نمودار توجه پادشاهان این سلسله به موسیقی و موسیقیدانها و علاقه مفرطی است که بعضی از آنها به عیش و طرب داشتند. غیر از نوشته های کتب ادبی و روایات تاریخی و اشعار شعراء کتیبه ها و گچبریها و نقوش کنده کاری شده بر روی ظروف سیمین و نقاشیهای  ظروف و موزاییکهای آن عهد نیز بیانگر همین امر است.

در طرف راست حجاری طاق بستان کرمانشاه نقش شکار گاهی است که در حدود صد زن و مرد در آن نقر کرده اند، بر بالای نقش، صورت پادشاه سوار بر اسب در حالیکه یکی از خدمه چتر پادشاهی بر سر او گرفته، در مقابل پادشاه زنانی چند نوازنده در مکان بلندی با سازهای خود که شاید غیر از چنگ، دف و نی باشد، دیده می شوند و زنی در کنار شاه ایستاده چنگ می نوازد.

در طرف چپ طاق که صورت شکار گاه خوک و گراز حجاری شده پنج قایق در مردابی روانند، به دنبال آن در قایقی دیگر چند زن نوازنده چنگ، به نوازندگی مشغولند. پشت سر پادشاه نوازندگانی دیده می شوند که دو نفر آنها شیپور می زنند و دیگری سازی، که شاید تنبور باشد، می نوازد. بالای قایق بر روی سکو زنان نوازنده چنگ قرار دارند که بعضی کف می زنند و می رقصند. نظیر این صحنه ها روی گچبریهای عهد ساسانی که در ری یافت شده نیز دیده می شوند. نقش موزاییکهای مکشوفه در کازرون در سالهای اخیر زنی نشسته را نشان می دهد که سازی شبیه چنگ در دست دارد. در بعضی از نقوش عهد ساسانی که تا کنون بیش از هزاران عدد آن به دست آمده، و تعدادی از آنها در موزه ایران باستان نگهداری می شود و بقیه زینت بخش موزه های اروپا و آمریکاست، صحنه های زیبایی از مجلس شکار و بزم و رقص کنده کاری شده که از نظر لباس، آرایش و حرکات رامشگران جالب و با ارزش است.

+ نوشته شده در  سه شنبه 24 بهمن1385ساعت 2:5 قبل از ظهر  توسط سینا مرادپور  | 
آدرس سایت فروشگاه های موسیقی

ایران ملودی

دل آواز

ماهور

ساز و نوا

هرمس

کلتکس

عارف

آوای باربد

بانگ

بم آهنگ

آهنگسرا

+ نوشته شده در  چهارشنبه 18 بهمن1385ساعت 0:24 قبل از ظهر  توسط سینا مرادپور 
من آدرس چند تا از آموزشگاه های مشهور موسیقی را برای شما می گذارم

http://www.tehranconservatory.com/           کنسرواتوار موسیقی تهران

http://www.tcm.ir/                                    آکادمی موسیقی تهران

http://www.pars-music.com/                     پارس موزیک

http://www.partmusic.ir/                          پارت موزیک

http://www.sabainstitute.com/                   صبا

http://www.bayanmusic.ir/                        بیان

http://www.zarifmusicinst.com/                 ظریف

http://www.sheydamusic.com/                  موسیقی شیدا

   http://www.tonbakplayer.com/               تنبک نوازان

http://www.erfanmusic.com/                    عرفان

http://www.navayetar.com/                       نوای تار

http://awayemehrabani.com/                     آوای مهربانی

نظر یادتون نره

+ نوشته شده در  دوشنبه 16 بهمن1385ساعت 3:40 قبل از ظهر  توسط سینا مرادپور  | 
دولت هخامنشی که نخستین دولت معتبر و بزرگترین امپراتوری قدیم دنیاست به وسیله کورش کبیر تشکیل گردید. هخامنشیان حدود دو قرن (درشرق) بر ایران حکومت کردند، کورش در مدت بیست و یک سال کشورهای ماد، عیلام (یا الام)، کلده، آشور و لیدیا، یعنی تقریبا تمام مراکز تمدن آسیای غربی را متصرف شد و پایه های امپراتوریی بزرگ با تشکیلاتی منظم را بنا نهاد. فرزندش کمبوجیه مصر را گشود، و داریوش کبیر قسمتی از جلگه سند و پنجاب و شمال یونان را به کشورهای هخامنشی منضم ساخت و حدود ایران را از حوالی رود سیحون تا قفقازیه و سواحل شمالی دریای سیاه، و از رود سند تا حبشه و صحرای آفریقا گسترش داد. در این کشور وسیع نژاد های مختلف با مذاهب و زبان و عادات و اخلاق گوناگون زندگانی می کردند و ایالات غربی مانند مصر، بابل، فینیقیه، و آسیای صغیر و مستعمرات یونانی از نواحی غنی و پر سکنه آن به شمار می رفت.

دولت هخامنشی تمدن پراکنده ملل متمدن قدیم را تحت لوای یک حکومت و اداره درآورد، و با تمرکز قدرت و وضع قوانین عادلانه و تشکیلات منظم و استقرار نظم و امنیت و دادن آزادی به ملل تابعه و ایجاد خطوط و راههای سراسری وسیله تبادل اندیشه ها و پیشرفتهای فرهنگی و هنری را میسر ساخت. ایرانیان با ذوق سلیم و روح زیبا پسند و لطیف خود عناصر اساسی این تمدنها را با داشته های خود ترکیب و هماهنگ کرده و تمدن و هنری تازه متناسب با روح خود به وجود آورده و به آن اصالت بخشیدند. و با انتشار آن در دنیای قدیم خدمات گرانبهایی به عالم انسانیت نموده و در تحکیم بنیان فرهنگ و تمدن جهان بعد منشاء خدمات فراوان گردیدند.

پروفسور پوپ آمریکایی که تالیفات گرانبهایی در صنایع و هنر ایران دارد در کتاب شاهکار صنایع ایران می نویسد: در شصت قرن معلوم فلات ایران افکار و فنونی از خود ظاهر کرده و به جهانیان داده که کمک به متمدن کردن بشر نموده و آدمی را از سقوط محفوظ داشته است: نوشتن و خط، ارقام هندسی، صنایع کشاورزی، فلزکاری، نجوم و علوم ریاضی، مبدا آراء دینی و فلسفی تماما از شرق نزدیک سرچشمه گرفته و سر چشمه عمده فرهنگ شرق نزدیک، فلات ایران است.

کروسه فرانسوی در کتاب روان ایران چاپ پاریس می نویسد: اگر یک نفر خارجی را رخصت اظهار نظر باشد، باید گفت ایران حق بزرگی بر گردن بشریت دارد.

                                              کهنترین آثار شعر و موسیقی نژاد آریا

از موسیقی قدیم آریاییها پیش از از عصر هخامنشی به واسطه نبودن خط و کتابت و نداشتن مدارک اطلاعی نداریم. قدر مسلم این است که طوایف آریایی از همان عهدی که با سایر اقوام هم نژاد خود به سر می بردند مانند سایر مردمان قدیم برای بیان احساسات و نمایش رنجها و خوشیها نغمه سرایی میکردند و آواز مناسب ترین وسیله برای بیان احساسات و عواطف و هیجانات و زبان حال آنها بوده و هر لحنی حالتی را به خاطر می آورده است.

کهنترین اثر ادبی نژاد آریا وداها یا کتب مقدس هندیها است. ودا شامل چهار قسمت یا چهار کتاب مقدس است و یکی از چهار قسمت آن ریگ ودا نام دارد که نغمه ها و سرود های مذهبی و میراث باستانی قوم هند و ایرانی و به زبان سانسکریت است. زبان سانسکریت، یعنی زبانی که کتاب مقدس هندیها به آن نوشته شده، با زبان اوستایی یعنی زبانی که کتاب مقدس زردشتیان به آن نوشته شده، مانند دو برادر از یک ریشه اند و در قسمت اعظم لغات مشترکند. این زبان چهارده قرن پیش از میلاد نزد آریاییهای هند و ایران معمول بوده است.

                         آلات و ادوات موسیقی عصر هخامنشی و پیش از اسلام

نقاره: زدن نقاره، یا نوبت زدن با آلات و ادوات مختلف، از یادگارهای قدیم ایران است که طلوع و غروب خورشید را با آن استقبال و بدرقه می کردند. در دوره هخامنشی بطور کلی دو نوع اسباب و آلات موسیقی (بزمی و رزمی) داشته اند که در نوبت زدن صبح و شام و مواقع ماتم و سرور و اعیاد و فتح جنگ و دیگر تشریفات می نواخته اند از قبیل: شیپور، نی، بربط، تنبک، کوس، کرنای(کرنا) سورنای (سورنا)، طبل، دهل، جام، جلجل، تبیره، خرمهره، دمامه، خم، گاودم، ناقوس و سنج

کوس: یا کوست در لغت به معنی کوفتن دو قسم یکرویه و دورویه بوده است، دو چیز بوده که برهم میزدند مانند خم مسین با رویین که پوست گاو بر آن می بستند و آوازی سهمگین از آن بلند می شده و گاه از چوب هم بوده است.

کرنای: مخفف کارنای است و آن نایی بلند بدون سوراخ بوده و در آن می دمیدند و در کارزار و دستگاه نقارخانه به کار می رفته به عکس سورنای که مخصوص عیش و شادمانی بوده است کرنازنان را دم گر می گفته اند چون دادن دم از کارهای کرنازنان بوده و اصطلاح دم دادن تا این اواخر در نقاره خانه معمول بوده است.

طبل: انواع و اقسام داشته از قبیل: تبیره، نقاره، دهل و غیره اینها و تنبک نوعی از آن است.

جام: طاسی بوده است فلزی و مهره هایی بر آن تعبیه بوده است، و در دربار سلاطین می گذاشته اند که در انقضای ساعت یا مدت معین مهره ای می افتاده و آوازی از آن بر آمده است و در موقع سوار شدن آن جام را بر پهلوی پیل می بسته اند.

جلجل: آلتی بوده بیضی شکل و بزرگ و ظاهرا زنگهایی بر آن می بسته اند و صدای مهیبی داشته است.

تبیره: دهل کوچکی که میانش باریک و دو سرش پهن باشد.

خرمهره: ناقوس و زنگ بزرگی بوده است.

خم: نقاره ای رویین بوده و در روز جنگ می نواختند، و نای رویین کوچک را نیز گفته اند که نفیر باشد، و چون (خم) را از روی می ساختند به آن رویینه خم نیز می گفتند.

گاودم: نای بزرگی بوده که در جنگ می نواخته اند مانند نای ترکی (سرغین هندی) گاودم به ضم به معنی نفیر، بعضی گویند (کرنا)ست که به عربی بوق خوانند (برهان قاطع).

دمامه: نوعی نای بزرگ بوده که در جنگها به کار می برده اند.

نای: انواع و اقسام داشته است، و به کار بردن نایهای پر صدا در جنگها از قدیم در ایران رواج داشته است.

شیپور: که آن را از شاخ حیوانات، فلز و چیزهای دیگر تهیه می کردند، از سازهای بادی بسیار قدیمی است.

+ نوشته شده در  دوشنبه 16 بهمن1385ساعت 3:11 قبل از ظهر  توسط سینا مرادپور 
 





Powered by WebGozar